سایت نفت ایرانی


برندگان و بازندگان در بازی شایعه ملی حفاری

برندگان و بازندگان در بازی شایعه ملی حفاری
از پنجشنبه شب گذشته ، در حالی که موج خبری عمومی کشور روی مساله ابعاد حادثه پلاسکوی تهران متمرکز شده بود، شرکت ملی حفاری ناگهان به مرکز ثقل شایعه در صنعت نفت بدل شد، خطوط خبری خاص که پیشتر هم در شایعه سازی های مرتبط با نفت نقش آفرین بودند با تاکید بروی واژه  " برکناری" از تغییر مدیریت در شرکت ملی حفاری خبر دادهه و  سید شریف حسینی نماینده پیشین اهواز در مجلس که از حامیان وزارت زنگنه در پارلمان بود و از این دوره با عدم اقبال مردم اهواز از حضور در مجلس بازماند را به عنوان مدیرعامل جدید شرکت ملی حفاری معرفی کردند، او به سرعت این خبر را تکذیب کرد تا حداقل زمینه برای ظهور پروپاگاندای باندبازی در انتصاب های ماه های آخر وزارت نفت ایجاد نشود، موج خبری شایعات ملی حفاری اما با این تکذیب هم فروکش نکرد و  تا جایی رفت که سیستم شایعه سازی عاقبت از واژه عجیب " برکناری به دلیل بازنشستگی" هم استفاده کرد!



نفت ایرانی به نقل از پیک نفت : آنچه که مسلم است در این بازی گویا روی تکرار واژه " برکناری" به شدت تاکید شده است فرقی هم نمی کند که این برکناری به دلیل اختلاف سلیقه باشد یا حتی بازنشستگی! بماند که اصلا کلمه "برکناری به دلیل بازنشستگی" ، از آن دست واژه های ابتکاری نظام شایعه سازی نفت است وقتی که منبع شایعه تقریبا خلع سلاح شده و این آخرین تیرش را هم بی هدف شلیک می کند، اگر برکناری است که موضوعش مشخص است و اگر بازنشستگی است که تلفیق آن با برکناری بی معناست، چه ، اگر چنین باشد باید گفت که در کمتر از یکسال اخیر تقریبا همه اعضای هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران هم برکنار شده اند و یا اینکه ده ها مدیر ارشد در صنعت نفت برکنار شده اند، در حالی که می دانیم همه این افراد به صورت طبیعی یا به درخواست خود( پیش از موعد) بازنشسته شده و از سیستم اداری نفت خارج شده اند.

بازی شایعه در شرکت ملی حفاری البته هنور هم ادامه دارد، اختلاف سلیقه حیدر بهمنی با وزیر نفت بر سر موضوع خروج ملی حفاری از فهرست واگذاری ها( به تشخیص ولی امر) و یا تلاش بخشی از دولت برای چیدن مهره های مطلوب در ماه های مانده با انتخابات در استان مهم و تاثیرگذار خوزستان هم به عنوان دلایل دیگر شکل گیری این " بازی شایعه" مطرح شد.

درباره این موج شایعه و برندگان و بازندگان آن باید به دو نکته مهم توجه کرد:

نخست اینکه؛ آقای حیدر بهمنی یک چهره شناخته شده در صنعت نفت ایران است، او سال 1391 به افتخار بازنشستگی نایل و از صنعت نفت خداحافظی کرد، اما مجددا در سال 92  وبا شروع وزارت آقای زنگنه به درخواست وزیر و پس از کسب مجوزهای حقوقی به کار دعوت شد، او قریب به چهل سال در بخش حفاری ایران سابقه دارد و از قبل از انقلاب جزو معدود نفرات ایرانی بود که در بخش خدمات فنی سرچاهی زیرنظر کنسرسیوم شرکت ملی نفت و شرکتهای خارجی ، کار می کرده است، آنقدر برای ایران تلاش کرده است که اگر هرجای دنیا بود یک کرسی دانشگاهی برای انتقال تجربیاتش به مدیران جوان فراهم می کردند، در سالهای جنگ جزو اصلی ترین نیروهای هدایت کننده عملیات حفاری در شرایط پرریسک جنگی بود، جزو مدیران اصلی عملیات جهانی اطفای حریق چاه های نفت کویت بعد از جنگ اول خلیج فارس بود و روی ویلچر از کویت به اهواز آمد، در دوره سازندگی پیشگام توسعه ناوگان و توسعه دانش تخصصی حفاری بود و از زمان به دست گرفتن مدیریت این شرکت ، ملی حفاری را به یکی از اصلی ترین بازیگران صنعت حفاری منطقه تبدیل کرد، اکنون و در حالی که او خود هم مدتهاست چندان اصراری برای ادامه کار در این مسئولیت ندارد و از سر وظیفه شناسی به کارش ادامه می دهد، ساختن موج خبری با تاکید بر کلمه " برکناری به دلیل بازنشستگی " آن هم برای مدیری که به اصرار برخی چهره های موثر ملی ، بعد از بازنشستگی نخست، به کار دعوت شده و بر عهده گرفتن مسئولیت را وظیفه شرعی و ملی بهمنی دانسته بودند، نشان از مرگ خاموش اخلاق است، این البته رسم غلطی است که متاسفانه در صنعت نفت مدتهاست باب شده و تلاشگرانی که همه عمرشان را برای اعتلای این صنعت صرف کرده اند را به جای تکریم با چنین واژه هایی راهی دوران پس از خدمت می کنیم، حیدر بهمنی دیر یا زود بالاخره روزی بازنشسته خواهد شد و از شرکت ملی حفاری خواهد رفت اما نهادینه شدن اخلاق تخریب در عرصه رسانه ای و سکوت بزرگان در برابر چنین تخریب هایی، بی شک هر مدیری در آینده صنعت نفت را از کار با " حداکثر توان" بازخواهد داشت، بازنده اصلی رواج چنین دست رفتارهایی قطعا مجموعه اقتصاد ملی ایران و صنعت نفت است ، بازنده اش صنعت نفتی است که در بزنگاه های توسعه و در روزهای سرنوشت سازش، در سالهای نزدیک پیش رو ، مدیرانی را می بیند که در دل به عاقبت رفتار تخریبی با مدیرانی همچون بهمنی بیندیشند و پایشان برای خدمت از سر وظیفه شناسی سست شود.

دوم اینکه، بحث اختلاف سلیقه درباره روند آینده شرکت ملی حفاری به عنوان یکی از اصلی ترین دلایل این موج شایعه سازی اخیر مطرح شده است، شرکت ملی حفاری ایران از زمان تاسیس به فرمان امام در سال 1357 تا امروز قریب به چهارهزار چاه نفت و گاز را حفاری کرده است، این در حالی است که از زمان تاسیس شرکت انگلوپرشیا ( متعاقب قرارداد دارسی) تا زمان پیروزی انقلاب یعنی در قریب به  60 سال چیزی حدود 1300 حلقه چاه حفاری شده است ، تا سال تاسیس شرکت ملی حفاری ایران، عدد افراد ایرانی که در حوزه حفاری چاه های نفت و گاز مهارت داشتند به زحمت به سی نفر می رسید و بخش های حفاری شرکت های چندملیتی نفتی که تا سال 57 در ایران کار میکردند انحصار مطلقی در حوزه حفاری اعمال می کردند، با ظهور شرکت ملی حفاری ، تنه ی درختی غرس شد که به مرور از کنار آن شاخه های متعددی در کسب و کارهای صنعت حفاری به وجود آمد، تاسیس شرکت حفاری شمال با اتکا به کارکنان شرکت ملی حفاری، تاسیس ده ها شرکت خدمات حفاری برای تامین نیازهای شرکت ملی حفاری، ظهور ده ها کارخانه و کارگاه ساخت قطعات و تجهیزات برای تامین اقلام مورد نیاز این شرکت و نیز ظهور چندین شرکت عملیات حفاری غیردولتی با سرمایه بخش خصوصی اما با اتکا به توان و تجربه پرسنل و مدیران بازنشسته شرکت ملی حفاری از اصلی ترین برکاتی بود که از رهگذر پیدایش شرکت ملی حفاری ایران به وجود آمد، امروز در هیچ کدام از شرکت های حفاری غیردولتی که هرکدام با چند دستگاه حفاری خشکی یا دریایی در بازار حفاری ایران حضور دارند نمی توان نشان و ردی از متخصصان شرکت ملی حفاری پیدا نکرد، شاید توصیف یک متخصص غیرایرانی صنعت حفاری که می گفت همه شرکتهای کوچک حفاری ایران ، فرزندخوانده های شرکت ملی حفاری هستند جامع ترین وصفی باشد که از اثر شرکت ملی حفاری بر اقتصاد صنعت نفت شنیده ایم.

این شرکت به تازگی و بنا به تشخیص ولی امر مسلمین ( رهبر معظم انقلاب) از فهرست واگذاری های دولت خارج شده است، بر اساس برنامه ریزی که قبلا انجام شده بود و جزییات و دلایل این شیوه واگذاری هنوز در ابهام است قرار بود شرکت ملی حفاری به چند شرکت کوچک تقسیم شده و به خریداران واگذار شود، با تجربه تلخی که از قریب به بیست سال واگذاری بنگاه های دولتی در کشور وجود دارد این خطر که شرکت ملی حفاری همه ارزش ذاتی خود را در اثر خصوصی سازی غلط از دست بدهد وجود داشته است و بی شک رهبر معظم انقلاب در دستور خروج این شرکت از فهرست واگذاری ها به این نکته و اثر مهم ملی حفاری بر سرشت و سرنوشت اقتصاد صنعت نفت ایران به خوبی توجه کرده اند، با این حال گویا تصمیم معظم له بر عده ای گران آمده و به هر ترتیبی قصد دارند با شیوع و ترویج شایعات درباره ثبات در شرکت ملی حفاری ، حداقل ضربه ای به روند اعتباری این شرکت در بازار داخلی بزنند.

دامن زدن به شایعات مربوط به تغییر مدیریتی در شرکت ملی حفاری در روزهای اخیر بی شک باعث رضایت عده ای خواهد شد که در دل اما نه در ظاهر، از تصمیم رهبر معظم انقلاب در توقف خصوصی سازی این شرکت ناخرسند بوده و هستند و چه بسا انتظار داشتند با خصوصی سازی بی سامان ملی حفاری در اواخر عمر دولت یازدهم ، رونقی به جیب آنها بیاید، همچنین برنده دیگر دامن زدن به شایعات اخیر ملی حفاری،  شرکت های حفاری رقیب در نقاط مرزی ایران هستند که سرعت عمل ملی حفاری در اجرای عملیات در میادین مشترک غرب کارون و پارس جنوبی برای آنها به کابوسی بدل شده است و شایعات تخریبی درباره این شرکت برای رقبا موهبتی ارزشمند است، حالا بماند که چرا برخی خودی ها به پیاده نظام و عامل شادی آفرینی برای شرکتهای خارجی رقیب ایران در میادین مشترک بدل شده اند و با دامن زدن به شایعات درباره ملی حفاری ، دود آن را به چشم صنعت نفت ایران روانه می کنند.

در روزهای آینده درباره ملی حفاری و تاثیرات تخریب چهره این شرکت بر روند توسعه کلان صنعت نفت بیشتر خواهیم نوشت.

 

 

 

روتیتر